
در اين باره به چند نكته توجه فرماييد:
1. صرف آمدن نام اشخاص در قرآن، نشانه فضيلت آنان نيست؛ زيرا در قرآن كريم، نام افراد ستمكار و مشرك مانند: فرعون، ابولهب و... نيز آمده است.
2. گرچه نام حضرت فاطمه(عليهاالسلام) در قرآن به صراحت نيامده؛ ولى بر اساس روايات، فضيلت ايشان از حضرت مريم(عليهاالسلام) بيشتر است. امام صادق(عليه السلام) در اين باره مى فرمايد: «اما مريم بانوى زنان زمان خود بود؛ ولى فاطمه(عليهاالسلام) بانوى همه بانوان جهان از اولين و آخرين است». اصولا ياد كردن فردى بوسيله ذكر اوصاف ارزشمند، مطلوبتر است، از اينكه به نام از آن شخص تعريف شود. [1]
3. نام اهل بيت پيامبر اكرم (صلى الله عليهم إجمعين) از جمله حضرت فاطمه(عليهاالسلام) به جهت مصالحى، به صراحت در قرآن كريم نيامده است. از جمله اينكه به احتمال قريب به يقين، اگر نام اهل بيت و حضرت فاطمه(عليهاالسلام)
در قرآن كريم به صراحت مىآمد، نااهلان، قرآن را تحريف كرده و به سبب دشمنى با آن حضرت و همسرش حضرت على(عليه السلام) و حذف نام ايشان از قرآن، در قرآن دست مى بردند؛ ولى اگر با ذكر اوصاف گفته شود، ديگر افراد نااهل دست به تحريف آيات قرآن نزده و حقيقت و شخصيت اهل بيت(عليهم السلام) نيز براى حق جويان روشن مى شود.
افزون بر اينكه در قرآن كريم آياتى درباره اهل بيت(عليهم السلام) نازل شده كه بسان تصريح به نام آنان و بهتر از تصريح است و كسى كه به دنبال حقيقت باشد، از هر دو گفتار (صراحت، عدم صراحت) يك مطالب را مى فهمد. [2]
4. بر اساس روايات اسلامى، برخى آيات و سوره هاى قرآن در شإن حضرت زهرا(عليهاالسلام) نازل شده است؛ از جمله سوره هايى كه در شإن ايشان نازل شده، سوره دهر و كوثر است و نيز نزديك به 30 آيه در شإن ايشان تإويل شده كه برخى از آنها عبارتند از:
1. آيه تطهير: «انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس إهل البيت و يطهركم تطهيرا» احزاب/ 33
2. آيه مودت: «قل لا إسئلكم عليه إجرا الا الموده فى القربى» شورى/ 23
3. آيه مباهله: «تعالوا ندع إبنإنا و إبنإكم و نسإنا و نسإكم و إنفسنا و إنفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنت الله على الكذبين» آل عمران/ 61
4. «انا إنزلنه فى ليله مبركه انا كنا منذرين» دخان/ 3
5. «انا إنزلنه فى ليله القدر» قدر/1 (كه مراد از «ليله» در اين آيه، حضرت فاطمه(عليهاالسلام) مى باشد.)
[1]. ر.ك: محدث بحرانى، تفسير البرهان، بنياد بعثت، تهران، ج1، ص618.
برگزاری المپیاد علمی در مدرسه علمیه مهدی موعود(عج)
معاون آموزش مدرسه علمیه مهدی موعود(عج)قم از برگزاری اولین المپیاد علمی با شرکت بیش از 70 نفر از طلاب این مدرسه خبر داد.
حجت الاسلام محمودی، معاون آموزش حوزه علمیه مهدی موعود (عج)، امروز در حاشیه این المپیاد، در گفتگو با خبرنگارحوزنیوز گفت: این المپیاد علمی برای نخستین بار بصورت ابتکاری برای طلاب پایه های یک تا شش برگزار شد.
وی افزود: از هر پایه ای سه درس اصلی برای آزمون در نظر گرفته شده است و توسط کمیته اساتید 15 سئوال از هر درس که بصورت استاندارد طرح گردیده است .
معاون آموزش مدرسه علمیه مهدی موعود(عج) خاطرنشان کرد: این المپیاد با حضور 70 نفر از طلبه های این مدرسه در دو مرحله برگزار می شود که مرحله اول آن امروز و مرحله دوم نیز بین نفرات برتر آزمون در روز 28 اردیبهشت ماه بصورت میزگرد شفاهی برگزار خواهد شد .
حجت الاسلام محمودی با بیان اینکه نفرات اول المپیاد از جوایز نفیسی برخوردار خواهند شد، تصریح کرد: جوایز نفیسی از سوی مدرسه به نفرات برتر المپیاد اهدا میشود، علاوه بر آن به مراکز علمی حوزه علمیه قم برای شرکت در المپیاد های همچون علامه حلی معرفی خواهند شد .
یکي از شبهاتي که اخیراً برخي از وهابیها آن را با مانور فراوان و سر و صداي زیاد مطرح کردهاند این شبهه بوده است که منازل مسکوني مردم مدینه و مکه در صدر اسلام به شکل ساختمانها و منازل مسکوني دوران ما نبوده است که افزون بر دیوارهاي نسبتا بلند داراي بخش ورودي با درهاي محکم وقفلهاي متنوع باشد؛ بلکه براي پوشاندن و محفوظ نگه داشتن درون منزل از دید اغیار، تنها از پرده، حصیر و... استفاده ميکردند. در روایتي علی رضي الله عنه تصریح ميکند که خانههاي ما اهل بیت در نداشته است. وَنَحْنُ أَهْلُ بَیْتِ مُحَمَّدٍ (ص) لا سُقُوفَ لِبُیُوتِنَا وَ لا أَبْوَابَ وَ لا سُتُورَ؛ خانههاي ما اهل بیت، نه سقف دارد و نه در. این روایت را بسیاري از کتابهاي شیعه نقل کردهاند از جمله:
الخصال، شیخ الصدوق، ص ۳۶۴ _ ۳۸۲ و شرح الأخبار، قاضی النعمان المغربی، ج ۱ ص ۳۴۵ – ۳۶۲ و الاختصاص، شیخ المفید، ص ۱۶۳ ۱۸۰ و بحار الأنوار، علامة المجلسی، ج ۳۸ ص ۱۶۷ و ۱۸۶ و....
بنابراین، چگونه ممکن است که فاطمه زهرا سلام الله علیها بین در و دیوار قرار گرفته باشد؟ و یا چگونه ممکن است که این در آتش گرفته باشد؟
نقد و بررسی:
اما با بررسي روایات موجود در کتابهاي شیعه و سني این نتیجه به دست ميآید، که در زمان رسول خدا صلي الله علیه وآله خانههاي مدینه داراي درهاي چوبي بوده است. موارد بسیاري ميتوان به عنوان شاهد نقل کرد که ما به چند نمونه اشاره ميکنیم. شما خواننده محترم براي اطلاع بیشتر به کتاب مأساة الزهراء علیها السلام، و خلفیات مأساة الزهراء، نوشته سید جعفر مرتضي مراجعه فرمایید.
ما ابتدا پاسخ علامه سید جعفر مرتضي را در پاسخ این شبهه نقل و سپس به پاسخ تفصیلي آن خواهیم پرداخت:
پاسخ علامه سید جعفر مرتضی:
علامه سید جعفر مرتضي در پاسخ این روایت ميگوید:
فأمیر المؤمنین إذن یصف حالة الفقر المدقع الذی کان یعانی منه أهل البیت ( علیهم السلام )، ویذکر إیثار رسول الله ( صلي الله علیه وآله وسلم ) حتي أهل النعم والأموال بما یتوفر لدیه منها، مع ملاحظة: أن أبواب أهل البیت ( علیهم السلام ) بیوتهم کانت من جرید النخل الذی هو أصل السعفة بعد جرد الخوص عنها، أما غیرهم ( علیهم السلام ) فکان لبیوتهم ستائر، وکانت أبوابها من غیر جرید النخل أیضا، ومنها الأخشاب لا مجرد ستائر ومسوح کما یدعون.
علی علیه السلام از فقر ناراحت کنندهاي که خاندان پیامبر صلي الله علیه وآله وسلم با آن دست و پنجه نرم ميکردند سخن ميگوید و از بذل و بخشش رسول خدا صلي الله علیه وآله وسلم از اموال و نعمتهاي که نزدش جمع شده بود یاد ميکند، با این که دَرِ خانههاي اهل بیت از چوب خرما؛ پس از پاک کردن از شاخ و برگش بود؛ ولي دیگران دَرِ خانههایشان از غیر چوب خرما بود و افزون برآن بر درهایشان پرده نیز آویزان کرده بودند.
العاملی، السید جعفر مرتضي (معاصر)، مأساة الزهراء علیها السلام شبهات وردود، ج ۲ ص ۲۳۲، ناشر: دار السیرة بیروت - لبنان، الطبعة: الثانیة، ۱۴۱۸هـ ـ ۱۹۹۷ م
باز کردن درب خانه با کلید، چه معنایی دارد؟
خداوند در قرآن کریم به صحابه و دیگر مسلمانان اجازه ميدهد که از خانههایي که کلید آن در اختیار آنان هست ، غذا بخورند . بيتردید خانهاي که در چوبي و یا آهني نداشته باشد، داشتن کلید براي آن بيمعنا خواهد بود:
لَیْسَ عَلَي الْأَعْمي حَرَجٌ وَلا عَلَي الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَلا عَلَي الْمَریضِ حَرَجٌ وَلا عَلي أَنْفُسِکُمْ أَنْ تَأْکُلُوا مِنْ بُیُوتِکُمْ أَوْ بُیُوتِ آبائِکُمْ ... أَوْ ما مَلَکْتُمْ مَفاتِحَهُ أَوْ صَدیقِکُمْ لَیْسَ عَلَیْکُمْ جُناحٌ أَنْ تَأْکُلُوا جَمیعاً أَوْ أَشْتاتاً. (النور / ۶۱ .)
بر نابینا و افراد لنگ و بیمار گناهي نیست (که با شما هم غذا شوند)، و بر شما نیز گناهي نیست که از خانههاي خودتان [بدون اجازه خاصّي] غذا بخورید و همچنین خانههاي پدرانتان ... یا خانهاي که کلیدش در اختیار شماست، یا خانههاي دوستانتان، بر شما گناهي نیست که به طور دستهجمعي یا جداگانه غذا بخورید .
در حدیث ذیل نیز با صراحت سخن از باز کردن دَرِ اتاق به وسیله کلید است و این نشان ميدهد که ورودیهاي منازل واتاقها محصور و محفوظ بوده است.
حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّحِیمِ بْنُ مُطَرِّفٍ الرُّؤَاسِيُّ حَدَّثَنَا عِیسَي عَنْ إِسْمَاعِیلَ عَنْ قَیْسٍ عَنْ دُکَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ الْمُزَنِيِّ قَالَ أَتَیْنَا النَّبِيَّ،صلي الله علیه وسلم، فَسَأَلْنَاهُ الطَّعَامَ فَقَالَ « یَا عُمَرُ اذْهَبْ فَأَعْطِهِمْ ». فَارْتَقَي بِنَا إِلَي عِلِّیَّةٍ فَأَخَذَ الْمِفْتَاحَ مِنْ حُجْزَتِهِ فَفَتَحَ.
از دُکَین بن سعید مزني نقل شده است که گفت: خدمت پیامبر رفتیم و تقاضاي غذا کردیم، به عمر فرمود: برو و به آنان غذا بده. عمر ما را به اتاق بالا برد، سپس کلید را از کمربندش بیرون آورد و در را باز کرد.
السجستانی الأزدی، سلیمان بن الأشعث أبو داود (متوفای۲۷۵هـ)، سنن أبی داود، ج ۲ ص ۵۲۷، ح ۵۲۴۰، تحقیق: محمد محیی الدین عبد الحمید، ناشر: دار الفکر.
الباني در صحیح و ضعیف سنن ابوداوود، شماره ۵۲۳۸ آن را تصحیح کرده است.
پیامبر دستور داد، شبها دَرِ منازل را ببندند:
مسلم نیشابوري در صحیحش مينویسد:
۱۰. قَالَ أَبُو حُمَیْدٍ إِنَّمَا أُمِرَ بِالأَسْقِیَةِ أَنْ تُوکَأَ لَیْلاً وَبِالأَبْوَابِ أَنْ تُغْلَقَ لَیْلاً.
ابو حمید ميگوید: پیامبر به ما امر کرد که شبها ظروف آب را در گوشهاي قرار دهیم و نیز دستور داد که شبهنگام درها را ببندیم.
النیسابوری، مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری (متوفای۲۶۱هـ)، صحیح مسلم، ج ۳، ص ۱۵۹۳، ح۲۰۱۰، کتاب الأشربة (والاطعمة)، باب فِی شُرْبِ النَّبِیذِ وَتَخْمِیرِ الإِنَاءِ، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت.
وصایای حضرت فاطمه سلام الله علیها
وصایای
فاطمه (س) به طور پراکنده و نامنظم در روایات و تواریخ نقل شده است .
به جز امیرالمؤمنین (ع) که نامش در
وصایای فاطمه(ع) زیاد دیده می شود ، نام این سه بانوی محترمه، یعنی ام ایمن ،
اسماء و سلمی همسر ابی رافع نیز در روایات آمده است.
ام ایمن همان بانوی فداکار و با
ایمانی است که به صدق مدعای فاطمه شهادت داد و طبق روایات پیغمبر درباره اش
فرمود:" او زنی است از اهل بهشت... " ، او در خانه
پیغمبر و خدیجه زندگی می کرد و پس از آن نیز به مدینه هجرت کرد و به خانه اسامه
رفت و پس از او نیز در خدمت اهل بیت پیغمبر ، انجام وظیفه می کرد.
اسماء بنت عمیس که پس از آنکه شوهرش
جعفربن ابیطالب در جنگ مؤته به شهادت رسید به همسری ابوبکر در آمد و این جریان قبل
از رحلت رسول خدا (ص) بود.
" سلمی" نیز نام زنی است که
خدمتکاری رسول خدا(ص) را می کرد، او کنیز " صفیه " دخترعبدالمطلب بود، و او همان زنی است که قابلگی
فرزندان فاطمه دختر رسول خدا (ص) را به عهده داشت، و همچنین قابله " ابراهیم
" فرزند رسول خدا(ص) بوده و در ماجرای وفات فاطمه(ع) نیز در غسل دادن او به
علی(ع) و اسماء کمک می کرد. (1)
به هر صورت درباره ام ایمن مطلبی در
وصیت نامه نیست جز آنکه در روایات نام او آمده و این که فاطمه (ع) به او وصیت کرد
. (2)
در مورد سلمی نیز در چند حدیث آمده که
گوید: هنگامی که فاطمه (ع) بیمار شد من از او پرستاری می کردم تا در یکی از روزها
که علی(ع) برای انجام کاری ازخانه بیرون رفت و فاطمه (ع) با اینکه حالش خوب بود به
من فرمود: مادر! قدری
آب غسل برای من حاضر کن . من حاضر کردم و فاطمه برخاسته وغسل کرد ، سپس لباس های
نو خود را پوشید و به من دستور داد فرشی برای او در وسط اتاق بیندازم ، روی آن
خوابید و پاهای خود را به طرف قبله کشید ، آن گاه دست خود را زیر گونه اش گذارده و
فرمود: من اینک از دنیا می روم، بدین ترتیب از دنیا رفت و من علی (ع) را خبر کردم
. (3)
درباره اسماء بنت عمیس نیز در پاره ای
از روایات آمده که گوید: فاطمه (ع) به من وصیت کرد کسی جز من و علی (ع) او را غسل ندهد، و من نیز
هنگام غسل فاطمه طبق وصیتی که کرده بود به علی (ع) کمک کردم و هر دو با هم جنازه
را غسل دادیم. (4)
درچند حدیث از طریق شیعه و اهل سنت
آمده که اسماء گوید، فاطمه درهنگام وفات خود به من فرمود: مادر جان! من از این
وضعی که درباره حمل جنازه ها مرسوم است ، شرم می کنم و خوش ندارم که جنازه زنان را
روی تخته ای می گذارند و پارچه ای روی آن می اندازند وپستی و بلندی های بدن او
برای بیننده آشکار است.
اسماء گوید: به ایشان عرض کردم: من
چیزی را که درحبشه دیده ام هم اکنون ترتیب داده نزد شما می آورم و نشانت می دهم .
سپس چند عدد چوب تر و تختی را آورد و آن چوبها را خم کرده دو طرف آن را بر کنار
تخت بست و چادر روی آن کشید، فاطمه( ع) که آن را دید خوشحال شد و تبسم کرد، اسماء
گوید: من از روزی که رسول خدا(ص) از دنیا رفته بود تا به آن روز تبسم بر لبان دختر
پیغبر ندیده بودم. (5)
در روایتی است که فرمود: چه چیز خوب و
نیکویی است که بدان وسیله جنازه زن از مرد تشخیص داده نمی شود. (6) و در حدیثی است
که فرمود:
برای من نیز یک چنین چیزی درست کن، و
مرا مستور کن، خدایت از آتش دوزخ مستور دارد.(7)
وصایای حضرت زهرا به حضرت علی علیهما السلام
از
جمله کرامات فاطمه علیها سلام که محدثین شیعه و اهل سنت روایت کرده اند این است که
وی از مرگ خود خبرداد و روز و وقت آن را تعیین کرد ، چنانکه در روایات پیش از این
نیز گذشت و در حدیثی است که وقتی به علی (ع) گفت: هنگام مرگ من رسیده! علی (ع)
فرمود: ای دختر پیغمبر، با اینکه وحی از ما قطع شده این خبر را از کجا دانستی ؟
فاطمه پاسخ داد، هم اکنون خواب مختصری
مرا فرا گرفت و رسول خدا (ص) را دیدم که به من فرمود: امشب نزد ما خواهی بود و من
می دانم که او راست گفته و امروز روز آخر عمر من است. (8)
و در روایتی است که پس از آن به علی
(ع) گفت: چیزهایی در دل دارم که می خواهم آنها را به تو وصیت کنم!
علی (ع) فرمود: ای دختر رسول خدا ، هر
چه می خواهی بگو!
دراین وقت علی (ع) کسانی را که دراتاق
بودند بیرون کرد و نزدیک سر فاطمه (س) نشست، آن گاه فاطمه به سخن آمده گفت :
ای پسرعمو ، هیچ گاه مرا دروغگو و
خیانتکار ندیدی، و از وقتی با تو معاشرت داشته ام نافرمانی تو را نکرده ام!
علی (ع) در پاسخ او فرمود:
پناه بر خدا! تو داناتر ، نیکوکارتر ،
پرهیزگارتر، بزرگوارتر و نسبت به خدای تعالی بیمناک تر از آنی که من بخواهم تو را
در مورد مخالفت و نافرمانی خود سرزنش کنم، و به راستی مفارقت و دوری تو بر من
بسیار ناگوار است جز آنکه چاره ای از آن نیست...
آن گاه سخنان خود را ادامه داده فرمود:
به خدا مصیبت رحلت رسول خدا (ص) را
برای من تجدید کردی و مرگ و فقدان تو ، بر من بسیار بزرگ است.
" فانا لله و انا الیه راجعون"!
آه! که چه مصیبت دردناک ، جانسوز و غم
انگیزی است! مصیبتی که به خدا سوگند جبران پذیر نخواهد بود!
دنباله حدیث این گونه است که در اینجا
هر دو گریان شده و لختی گریستند ، آن گاه علی (ع) سر فاطمه را برداشته به سینه
چسبانید و بدو فرمود: هر وصیتی داری بنما که من آن را انجام خواهم داد.
فاطمه عرض کرد: خدایت پاداش نیک دهد
ای پسرعموی رسول خدا، نخستین وصیت من آن است که پس از من " امامه " دختر
خواهرم را به ازدواج خویش درآوری ، چون او نسبت به فرزندان من همانند خودم مهربان
است، و مردان نیز ناچارند همسری از زنان داشته باشند.
وصیت دیگر من آن است: که احدی از این
مردم که به من ستم کرده و حق مرا گرفتند ، در تشییع جنازه من و دیگر مراسم حاضر
نشوند زیرا اینان دشمن من و دشمن رسول خدا هستند، مبادا بگذاری یکی از آنها یا
پیروان آنها ، بر جنازه ام نماز بگذارند...
مرا شب هنگام در آن وقتی که دیده ها
همگی خواب رفته اند دفن کن (9)
و در نقلی هم آمده که فاطمه (ع)
وصایای خود را در رقعه ای نوشته و زیر سرش نهاده بود و چون از دنیا رفت، علی (ع)
آن رقعه را بیرون آورد و جملات زیر را در آن مشاهده کرد:
" بسم الله الرحمن الرحیم، هذا ما اوصت
به فاطمة بنت رسول الله، اوصت وهی تشهد ان لا اله الا الله، وان محمداً عبده و
رسوله ، و ان الجنة حق و النار حق، و ان الساعة آتیة لا ریب فیها، و ان الله یبعث
من فی القبور.
" یا علی انا فاطمة بنت محمد زوجنی الله
منک لا کون لک فی الدنیا و الآخرة، انت ولی بی من غیری، حنطنی و غسلنی و کفنی با
للیل، و صل علی و ادفنی باللیل و لا تعلم احدا، و استودعک الله و اقرء علی ولدی
السلام الی یوم القیامة" (10)
" به نام خدای بخشاینده و مهربان، این
است آنچه دختر رسول خدا بدان وصیت می کند، و این وصیت را در حالی می کند که گواهی
می دهد معبودی جز خدای یکتا نیست، و گواهی می دهد محمد بنده و رسول اوست، و گواهی
می دهد که بهشت حق است، و جهنم حق است، و قیامت خواهد آمد و هیچ گونه شکی در آن
نیست، و گواهی می دهد که خدای تعالی هر کس را که در گورهاست مبعوث و زنده خواهد
کرد.
ای علی ! منم فاطمه دختر محمد که خدای
تعالی مرا به ازدواج تو درآورد تا در دنیا وآخرت از آن تو باشم، و تو در انجام
کارهای من سزاوارتر از دیگران هستی !
کار حنوط ، غسل و کفن مرا در شب انجام
ده، و بر من نماز بخوان و شبانه مرا دفن کن، و کسی را خبر نکن ، تو را به خدا می
سپارم ، و بر فرزندان خود تا روز قیامت سلام می رسانم (11)
پي نوشت :
1- اسد الغابة، ج 5، ص 478.
2- بحار الانوار ، ج 43، صص 181 و 204.
3- کشف الغمه ، ج 2، ص 127.
4- بحار الانوار، ج 43، صص 184 و 198/
کشف الغمه ، ج 3، صص 126 و 130.
5- احقاق الحق ، ج 10، ص 474/ بحار
الانوار، ج 43، صص 189و 213.
6- کشف الغمه، ج 2، ص 130.
7- بحارالانوار، ج 43، ص 213.
8- همان، ص 179.
9- بحار الانوار، ج 43، صص 192 و 191.
10- همان، ص 214.
11- همان، ص 214.
ویژه حوزه علمیه قم برگزیده شماره خبر: ١٣٣٩٩٠ ١٢:٥٠ - 1391/01/20 ارسال به دوست نسخه چاپي
گزارشی از برنامههای آموزشی مدرسه علمیه مهدی موعود(عچ)
معاون آموزش مدرسه علمیه مهدی موعود(عج) قم تحت اشراف آیتالله العظمی نوری همدانی از راهاندازی واحد پیگیری مطالبات مقام مظم رهبری در این مدرسه خبر داد.
حجت الاسلام عبدالرضا محمودی در گفتگو با مرکزخبرحوزه، با اشاره به فعالیتهای آموزشی مدرسه علمیه مهدی موعود (عج) قم، اظهار داشت: این مدرسه تحت اشراف مرجع عالیقدر آیت الله نوری همدانی اداره میشود و تا کنون در سایه رهنمودهای این مرجع بزرگوار، به پیشرفتهای و... خوبی دست یافته است.
وی ادامه داد: پذیرش طلاب در این مدرسه طبق برنامه مرکز مدیریت حوزههای علمیه صورت میگیرد که بعد از یک دوره یک ماهه اختبار و تثبیت، مشغول به تحصیل میشوند که هم اکنون154 طلبه در پایههای 1 تا 6 مشغول تحصیل میباشند.
معاون آموزش مدرسه علمیه مهدی موعود(عج) با اشاره به طرح تحول در حوزه، اضافه کرد: در راستای اجرای منویات رهبری 4 طرح اساسی در مدرسه اجرایی شد که مورد استقبال طلاب قرار گرفته است.
* فعالیت شورای طلاب
حجت الاسلام محمودی افزود: اولین طرح نوآورانه ای که در این مدرسه به مرحله اجرا گذاشته شد، شورای طلاب مدرسه میباشد، به گونهای که از هر پایه تحصیلی یک نفر به عنوان مسئول شورا انتخاب شده و هریک از آنان داری وظایف از جمله، حلقه ارتباط بین اساتید و طلاب و مسئولین و کادر آموزشی مدرسه میباشد که مشکلات عرصه تدریس دروس و نحوه برگزاری امتحانات و ... را به مدیر و مسئولین مدرسه انتقال میدهند.
وی خاطرنشان ساخت: این طرح برای اولین بار در این مدرسه برگزار شد که تا کنون 7 جلسه رسمی آن برگزار گردیده است.
* تشکیل کمیته انضباطی
معاون آموزش مدرسه مهدی موعود(عج) با بیان اینکه طرح کمیتههای تخصصی اساتیدبرای اولین بار در مدرسه اجرا شده است، گفت: در این مدرسه سه کمیته تخصصی متشکل از اساتید مجرب در زمینه؛ فقه، ادبیات و اصول تشکیل شده است و که هرکدام دارای شرح وظایف میباشند.
با اشاره به نحوه برگزاری امتحانات، ابراز داشت: سئوالات امتحانی دو هفته قبل از موعد امتحان، در اختیار کمیتههای مربوطه قرار میگیرد تا نحوه چگونگی برگزاری و طرح سئوال کنترل مورد بررسی تخصصی قرار گیرد.
حجت الاسلام محمودی اضافه کرد: کمیته ها به طور متناوب در هرهفته یک جلسه برای رفع مشکلات درسی برگزار میکنند، همچنین و از دیگر وظایف این کمیتهها اجرای عملی درسهایی است که برای طلاب در ابواب فقهی به صورت تئوری برگزار میشود.
* اجرای طرح «در محضر اساتید»
معاون آموزش مدرسه مهدی موعود(عج) با اشاره به اجرای« طرح در محضر اساتید»، بیان داشت: یکی دیگر از طرحهای موفق این مدرسه «طرح در محضراساتید»است که در آن بررسی مشکلات مباحثات کلی طلاب را مورد توجه قرار میدهد و چگونگی مباحثات طلاب مورد ارزیابی اساتید قرار میگیرد.
وی ادامه داد: آموزش پژوهش محور مورد توجه قرار گرفته، هرچند با نوجه به اینکه معاونت پژوهش حوزههای علمیه، معاونت پژوهش را در ساختار این مدرسه قرار نداد، مقداری از روند پژوهشی این مدرسه کاسته شد.
حجت الاسلام محمودی در ادامه با اشاره به اختصاص نمره پژوهشی به طلاب، اضافه کرد: برای تدوین مقالات و پژوهشهای طلاب نمره ای منظور میگردد.
وی همچنین از راه اندازی چندین طرح حوزوی در این مدرسه خبرداد و گفت: واحد احیای سنن، واحد پیگیری مطالبات مقام معظم رهبری، طرح تحول مدرسه علمیه مهدی موعود و طرح تجلیل از ممتازین از جمله این طرحها به شمار میرود.
معاون آموزش مدرسه علمیه مهدی موعود(ع) خاطرنشان کرد: احیای مناسبتها یعنی ترویج سنت اهل بیت (ع) در بین طلاب از جمله نماز شب؛ و بسیاری از سنتهای حسنه دیگر است.
حجت الاسلام محمودی همچنین با اشاره به برنامه تجلیل از ممتازین، افزود:پیشرفت تحصیلی طلاب درمقایسه با سنوات گذشته، پیشرفت قابل توجهی است و د راین راستا نفرات برتر مدرسه مورد تجلیل قرارگرفتند.
وی با اشاره به برگزاری نشستهای علمی در این مدرسه خاطرنشان ساخت: نشست شناخت جریانهای فرهنگی و ضد فرهنگی در کشور و نشست علمی عرفانهای نوظهور و کاذب، توسط اساتید مجرب برگزار شد که با استقبال طلاب و اساتید همراه شد.
* پیشنهاد طرح تشکیل ستاداستقبال حوزوی زائرین
وی در ادامه با اشاره به پیشنهاداجرای طرح ستاد استقبال طلاب از مسافرین نورزی، گفت: طرح «ستاداستقبال حوزوی ازمسافرین نوروزی» طرحی است که جای آن در حوزه خالی است؛ باتوجه به وجود بزرگترین حوزه علمیه جهان تشیع با محوریت حرم مطهرحضرت معصومه (س) درشهرمقدس قم و سفر میلیونها زائر و مسافر به این شهر، زمینه بسیار مناسبی برای کارهای فرهنگی تبلیغی وجود دارد، اما از طرف حوزه و نهادهای فرهنگی زیربط کار مناسبی صورت نمی گیرد.
حجت الاسلام محمودی در پایان خاطرنشان کرد: تحت پوشش قرار دادن ورودیهای شهر با اکیپهای حوزوی بت حضور طلاب و توزیع بستههای فرهنگی در میان زائرین و مسافرین برجسته نشان دادن حوزه علمیه در تقویت فضای معنوی قم بسیار موثر خواهد بود.
بسمه تعالي
مقـدمه
تاريخ اسلام حوادث بسيار تلخ و ناگواري به خود ديده است كه مطالعه و بررسي آنها علاوه بر عبرتآموزي، انسانها را با بسياري از حقائق مسلم تاريخ صدر اسلام آشنا خواهد ساخت.
يكي از حوادث بسيار تلخ و ناگوار جريان سقيفه و شهادت يگانه دختر پيامبر|، حضرت زهرا÷ است. اين رويداد چنان تاسفبار و غمانگيز است كه فكر هر انسان مسلمان را بهخود مشغول ميكند و دلش را مالامال از غصه و اندوه مينمايد. اين حوادث آنچنان مسلم و قطعي است كه در كتابهاي معتبر شيعه و سني بهطور واضح انعكاس يافته است. لذا جاي هيچگونه شك و ترديد براي كسي باقي نميگذارد. هرچند برخي متعصبان كورانديش با حرفهاي بيپايه و اساس سعي در غيرواقعي جلوه دادن اين حقائق دارند.
اما نبايد به خيال اينكه بازگو كردن و انعكاس اين حقائق مخلّ وحدت است، مكتوم بماند. چون طبق فرمايش مقام معظم رهبري، وحدت به معني دستبرداشتن و عقبنشيني از عقائد و مسلّمات تاريخي نيست، وحدت به معني آن است كه مخالف را با هر عقيده و مرامي كه دارد پذيرفت و زندگي مسالمتآميز داشت.
{ إنّ الّذين يؤذون الله و رسوله لعنهم الله في الدنيا و الآخرة و اعدّ لهم عذاباً مهيناً }
احـزاب،57
{ يا ايّها الّذين آمنوا لا تتولّوا قوماً غضب الله عليهم } ممتحنه، 13
{ والّذين يؤذون رسول الله لهم عذابٌ اليم } توبــه، 61
لذا طبق اين آيات شريفه، برائت و بيزاري جستن از كسانيكه مورد غضب الهي هستند و در عذاب ابدي قرار دارند لازم و واجب است.
مصاديق آيات شريفه
بنابرآنچه اهل سنت به آن اقرار دارند، غضبناك بودن حضرت فاطمه÷ ازغاصبان خلافت به دليل مورد اذيت و آزار قرار گرفتن ايشان از جانب آنها و پيروانشان است و بنابر احاديث صحيح كه بين شيعه وسني مورد تأييد است اذيت و آزار حضرت زهرا÷ اذيت و آزار رسول خدا| است و بدون شك هركس اندك اطلاعي از آيات قرآن داشته باشد درخواهد يافت كه اذيت و آزار حضرت زهرا÷ كه همان اذيت و آزار رسول خدا| است، باعث غضب الهي و دور شدن از رحمت خداوند در دنيا و آخرت خواهد شد(احزاب، 57).
و اما احاديث مربوطه طبق منابع اهل سنت وشيعه
1. قال رسول الله|: «فاطمة بضعةٌ منّي فمن اغضبها اغضبني».
علامه اميني در جلد هفتم الغدير صفحه232 نام شصت تن از علماي اهل تسنن را ذكر كرده كه اين حديث را در كتابهاي خود آوردهاند منجمله:
صحيح بخاري ج4 ص579 – صحيح مسلم ج16 ص3 – السنن الكبري بيهقي ج10 ص201 – صواعق ابن حجر ص112 – ينابيعالمودة قندوزي ص171 – مشكاة المصابيح خطيب تبريزي ص560.
2. قال رسول الله| : «انّ الله تبارك و تعالي يغضب لغضب فاطمه و يرضي لرضاها».
فاطمه زهرا ، علامه اميني ص94
3. قال رسول الله| : « من غضبت عليه ابنتي فاطمه غضبتُ عليه و من غضبت عليه غضب الله »
فصل الخطاب بخاري – مسند احمدبن حنبل
طبق اين روايات معتبر مورد قبول اهل سنت، اگر فاطمه زهرا÷ از كسي ناراحت باشد، پيامبر|از او ناراضي و درنتيجه مورد غضب خداوند متعال خواهد بود.
ادلّه متقن درمورد نارضايتي فاطمه از خلفا
1. ردّ عيادت ساختگي
در عيادت ساختگي كه آنها به خاطر بهبود وضع سياسي خود ترتيب دادند.
منابع: الامامة والسياسة، ابن قتيبه دينوري، ج1 ص330 – الامام علي بن ابيطالب×، عبدالمقصود، ج1، ص288 – علل الشرايع، ج1، ص220 – بحار، ج43، ص202
طبق منابع تاريخي مذكور،وقتي عده اي درخواست عيادت از حضرت÷ را كردند و ايشان اين درخواست را رد نمودند تا اينكه اميرالمؤمنين واسطه شده و رخصت گرفتند. چون حضرت فاطمه÷ ميدانستند كه اين عيادت ظاهري و نشأت گرفته از افكار پليدي است كه آن دونفر درسر دارند و با اينكار ميخواهند سرپوشي بر اعمال زشت و نارواي خود بگذارند. آنها با يك عيادت مختصر ميخواستند لكّه ننگ حمله به خانه وحي و رسالت را ازبين ببرند.
لذا حضرت÷ با مخالفت صريح و اميرالمؤمنين با اجازه دادن به آنها اين نقشه خائنانه را برملا كردند.
حضرت فاطمه صريحاً موضع خود را اعلام و فرمودند:
« والله لادعونّ عليك في كلّ صلاةٍ اُصلّيها »
والله در هرنمازي كه ميخوانم تو را نفرين ميكنم. الامامة والسياسة ابن قتيبه، ص14
و همگان ديدند كه چگونه گريهكنان از خانه حضرت خارج شد.
يا محمدبن يوسف گنجي شافعي در كفايةالطالب باب99 آورده كه حضرت زهرا خطاب به ابوبكر و عمر فرمودند:
«إنّي اشهد الله و ملائكته أنّكما اسخطاني و ما ارضيتماني لان لقيت النبي لأشكونّكما».
خداوند و ملائكه را شاهد ميگيرم كه شما دونفر (ابوبكر و عمر) مرا به غضب آورديد و رضايت مرا فراهم ننموديد. اگر پيامبر| را ملاقات كنم حتماً از شما شكايت ميكنم.
از ديگر مصادري كه گواه بر خشم حضرت فاطمه بر آنان است خطبه ايشان در مسجد پيامبر| است.
سند خطبه: بلاغاتالنساء ص23 ابوالفضل احمدبنابيطاهر طيفوربغدادي(280-204هـ.ق)
در شرح نهجالبلاغه والمناقب احمد بن موسي و السقيفه ابوبكر احمد بن عبدالعزيز جوهري كه از بزرگان اهل سنت هستند.
2. مورد دوم نارضايتي فاطمه، بحث وصيت خاكسپاري شبانه است.
براستي چرا بايد تنها دختر گرامي رسول اسلام| وصيت نمايد تا او را اينگونه بهخاك سپارند؟
از دلايل نارضايتي حضرت زهرا÷ از غاصبان خلافت كه علماي اهل تسنن در منابع خود به آن پرداختهاند خاكسپاري مخفيانه و شبانه آن حضرت است:
الف- در صحيح بخاري ج5 ص177 چاپ بيروت با نقل سلسله سندي از عايشه
فلمّا توفيت دفنها زوجها علي ليلاً و لم يؤذن بها ابوبكر
وقتي فاطمه وفات نمود شوهرش (حضرت) علي او راشبانه دفن كرد و به ابوبكر اجازه نداد تا در تشييع و تدفين او شركت كند.
ب- بيهقي در السنن الكبري، ج6، ص300 چاپ بيروت:
فدفنها علي ليلاً »
سپس (حضرت) علي او را شبانه دفن كرد.
ج- صحيح مسلم، ج3 ، ص1380 چاپ مصر:
به هنگامي كه فاطمه وفات يافت شوهرش شبانه براو نماز خواند و او را دفن نمود ابوبكر
د- ابن اثير، الكامل في التاريخ، ج3، ص136:
هـ- محمدبن ابيشيبه، المصنف، ج4، ص141:
«إنّ عليّاً دفن فاطمه ليلاً ».
و- ابي فلاح الحنبلي (شذرات الذهب) ج1، ص15 ، چاپ قاهره:
«و غسّل فاطمه اسماء بنت عميس و علي دفنها ليلاً ».
ز- سيوطي(الثغور الباسمة) ص15، چاپ بمبئي:
« و دفنها ليلاً »
ح- ابن ابيالحديد معتزلي، شرح نهجالبلاغه، ج6، ص5.
براستي چرا تنها دخت رسول اكرم| با فاصلهاي اندك از شهادت پدر بزرگوارشان شبانه و با دلي پردرد به ديدار حق برود و تاكنون نيز مزارش مخفي باشد.
نتيجه
آنچه مسلم است بيبي فاطمه زهرا÷ ازدست اين دو نفر غضبناك بود و تا آخر عمر آنها را نبخشيد.
والسلام
عبدالرضا محمودي
كـريـمـه اهـل بـيـت (ع)

نهالى كه در بوستان امامت برويد و از آب عفاف و نور فضيلت سيراب شود و توان بگيرد و با گذشت زمان خود به شاخه اى پربار و زيبا از " شجره طيبه " دودمان رسول تبديل گردد ، اگر " كريمه اهل بيت " نام نگيرد ، پس چيست ؟
اين دختر فرزانه كه به " فاطمه معصومه " مي شناسيمش ، در روز اول ذي القعده سال 183 هجرى در مدينه ديده به دنيا گشوده است د رخانه اي كه پدرى چون " امام كاظم " (ع) و برادري چون رضا (ع) در آن مي زيسته ، بزرگ مي شود . نام مادرش را " خيزران " ، يا " نجمه " يا " اروي " دانسته اند ، كه كنيزي است لايق و پاك ، و چون حضرت رضا (ع) را به دنيا مي آورد ، " طاهره " ناميده مي شود .
فاطمه معصومه ، در دامان ايمان و پاكي مي كند و در چشمه عفاف و عصمت و علم و حكمت ، به طهارت روح و جان مي رسد . نسب و تبارش نبوي و فاطمي و علوي است . از طرف مادر به امام مجتبي (ع) و از طرف پدر به امام حسين (ع) مي رسد . (4)
عبادت و ادب ، شاخ و برگ روييده بر اين " سروِ پاكدامني " است.
ويژگيهاي روحي و خصايص فردي سبب شده كه با لقب " كريمه اهل بيت " در زبان عالمان و فقيهان شيعه ياد شود . لقبي كه از ميان بانوان اهل بيت ، تنها به او اختصاص يافته است . لقبهاي ديگرش نيز ، هر يك گوياي كمالات والاي اوست ؛ از جمله " محدّثه " ، " عابده " ، " مقدامه" و " معصومه " ، كه هم نامها و لقبهايش و هم ارزشها و فضايلش ، يادآور مادر والا قدرش ، عصمت هستي و حبيبه خدا ، حضرت زهرا (س) ست . از ميان دختران امام كاظم (ع) اين بانو با فضيلت ترين آنان به شمار مي رود .
از جمله فضيلت هاي اين بانو ، " مقام شفاعت " است . در روايتي از امام صادق (ع) تصريح شده است كه با شفاعت آن حضرت ، عدّه بسياري از شيعيان وارد بهشت مي شوند .
در متن زيارتنامه آن حضرت نيز درخواست مي شود كه شفيع ما براي ورود به بهشت شود ( يا فاطمه اشفعي لي في الجنّه ) ، چرا كه نزد خداوند شأن و مقام والايي دارد ( فانّ لكِ عندالله شأناً مِنَ الشأن).